خرید بک لینک
هیجانی جدید خواهد داشتبعد از این، روزهای بی جان امداغ دار ولایتی پر درددردمندی شبیه ایران امآه تحلیلهای روشنفکر!ارمانهای حبس در قانون!تشنه ی زندگی در ابادیهیرمندم که مرده در هامونشاخه های بلوط در اتشزخمی تیر ماه و ابانمخشک دریاچه ای پریشانوروضه ی مقتل خیابانممدعی نیستم خدا خواب استتا به نام خدا قیام کنمنیت قربة الی الله یبا وضو قصد قتل عام کنممادر آواره است با فرزندپدر از فرط جنگ بیمار استانطرف خواهرم اسیر نکاحاین طرف حکم زندگی دار استپارسی گویِ رنج و بی تابی!بر زبان زخم تازه می رویدمن همان کابلم که با تهرانشعر مرگ و شکنجه می گویداز جنون گیج میروم بی سرمن تلاقیِ کفر و ایمانمنا امید از خدا و قدیسینمنتظر بر ظهور شیطانمهیجانی جدید میخواهمبی صدا مثل دختر افغانتا که چیزی مرا به خون بکشدمثل مرمیِ داغ و سرگردانمحمدرضا رحیمی15Aug2021مرمی: سربِ گلوله نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۰ساعت 23:31 توسط محمد رضا رحیمی| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 14:58

شبی که خواب قفس از سرش پرید، پریدپرنده، روزن پرواز را که دید، پریدهمینکه پیرهنش سبز شد و بالش رُستنوید رَستنِ از بند جان رسید، پریدچکید خون و فلق در پی اذان سر زدشهادتین سحرگاه را شنید، پریددرون کالبد تکه تکه شنزارهمان که دم به دم از جان خود دمید، پریدغم تنیده به پروانه های در پیلهبه جسم خسته و بی جان خود خرید، پریدچه میوه ها که به دستان باغبان روئیداگرچه وقت رسیدن که شد، نچید، پریدبگو به ساقی جان از کجا قوام آوردچنین شراب که تا قطره ای چشید، پرید؟۱ خردادماه ۱۴۰۰ خورشیدی2am, 22 May 2021Canada, St.Catharines نوشته شده در شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۰ساعت 0:22 توسط محمد رضا رحیمی| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 13:31

نهال باور گلدان در انتظار تو بودهنوز خنده به لبهای عکس تو جان داشتشبی گذشت و روزی و روزهای دگرهنوز خانه به برگشتن تو ایمان داشتو کودکی که هوای تو را به سر داردشنیده بود “دعا کن” دعا اثر دارداز اسمان چراغانی اش شبی اندوهچکید قطره شهابی و روی خاک افتادشبیه بذر تورا کاشت تا که سبز شویبرای انکه “پدر را پسر کند داماد”و کودکی که هوای تورا به سر داردپس از عروج تو تنها دو چشم تر داردشبی که نوبت جشن تولدت می شدبه جای ذوق دل اشوب بود و بلوا بودبه جای شمع دلش سوخت ،اشک در چشمشبه جای کیک سر میز ، دیس حلوا بودو کودکی که هوای تو را به سر دارددو چشم مانده ی دراه دربدر داردهزار بغض گره خورده در گلوی قلمنمی رسد ته این شعر بیت پایانمچقدر تشنه ام از تو قصیده بنویسماگر که گریه امانم دهد پدر جانمو کودکی که هوای تو را به سر داردهنوز شوق صدا کردن پدر دارد۱۷خرداد ۱۴۰۰6Jun2021Toronto نوشته شده در شنبه ۲۹ خرداد ۱۴۰۰ساعت 0:30 توسط محمد رضا رحیمی| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 13:31

گیرم که گران شدهست نان، کم بخورید!شادی نکنید و هم کمی غم بخورید!تا شیخ دعا کند که عاقل بشویدبد نیست که از چوب خدا هم بخورید!***تا کفر به تن لباس ایمان داردتزویر برای مومنان نان دارداز حکم خدا نترس چون در ملکوتپنهان شده و ترس از انسان دارد***در حسرت خورشید نمیخوابیدیمبا رفتن ابر، ماه را میدیدیمگفتیم فرشته امد و دیو گریختگویا که فرشته را نمیفهمیدیم***هیهات به امروز که دیروزش اناز چله گذشت، حسرت پیر و جوانفردا چه شود اگر که امروزش این!تا کی غم نان و غم نان و غم نان؟***محمدرضا رحیمی۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱، تورنتوMay13,2022Toronto نوشته شده در دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱ساعت 20:38 توسط محمد رضا رحیمی| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 3:49

برقص دختر مست از پیاده رو نگذرکه مست میشود از تو عبور در معبر به سنگ فرش خیابان قدم قدم به قدمبکوب پای و بخوان دم به دم ((ددم دم دم))شبیه سنجونی انبان و نغمه دمامسری به شور بینداز و لرزه بر اندام برقص خیره بکن عابر پریشان رابچرخ و جمع بکن این و ان و ایشان رادوباره سوگ سیاوش دوباره نخل کشان!عروس شهر سیه پوش! اااااه… ابادان! به جان کرخه و کارون شراب جاری کنمسیح جان به لبم!، مرده را تو یاری کنMr.Rahimijul18, 2021 - May25, 2022Kensington, Toronto- St.Catharins نوشته شده در دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱ساعت 20:40 توسط محمد رضا رحیمی| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 3:49

صورتت ماه و چشمهات رطباسمان روی موج میخوابدخوشه ای نیست بر درخت اماماه از چشم نخل میتابددر سرت صد خیال میرقصدو زمین زیر پات میلرزدمثل کشکول خالی درویشخنده ات در سراب میارزدمولوی غرق خواب میرقصدمثنوی توی اب  میرقصدتا تو از جام شب طلوع کنیشمس مست و خراب میرقصدباز شق القمر به پا شده استشانه بر فرق یار میرقصددختر ماهتاب ژولیدهبا صبا با سهتار میرقصداز حلب تا هرات می رقصدتشنه ای در فرات میرقصدبا قلم بوریا بباف که شعرمثل عین القضات میرقصدMR.RahimiJune 16,2022Toronto نوشته شده در دوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱ساعت 20:42 توسط محمد رضا رحیمی| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: يکشنبه 26 تير 1401 ساعت: 3:49


ادبیات خودمانی و یه کم تنهایی

شعر و تنهایی

در صفحه ی ایام به تعلیق شکستیم
سرمشق غباریم به سطر و خم دوران

نوشته شده در سه شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۹ساعت 0:14 توسط محمد رضا رحیمی| |



برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1400 ساعت: 6:51

دخترم ! شب شروع رویا نیستدر پسِ شب همیشه فردا نیست روز تصویر فانی عمر استبجز از عشق هیچ در دنیا نیست هر که مجنون شد از قضا رنجیدعاشق سینه چاک لیلا نیست تا که دردآشنای غم نشویپشت لبخند شوق پیدا نیست زندگی تا که مشق نان باشدهرکسی آب داد ، بابا نیسادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1400 ساعت: 6:51

تو را که کشت قناری! کنار بالش صبح؟که باز سوگ سیاوش سرود مرغ سحر برای شب زدگان با دهان بسته بگواز آتشی که بر افروخت سینه ات، چه خبر؟ صدای حق حق جان دادنت نوید فلقندای سرخ که جوشیده از دل خاور ببین! پرنده برای عبور از دل شب__چه عاشقانه در این خاک می ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1400 ساعت: 6:51

نمیدانی چه تنها میشود کوهیکه برف پیری اش یکدست میپوشد.و زیر زیرپوش روشنشرویای بیمار گلی را می شکوفاند.نمیدانی چه جاری میشود از چشمهایش تا__ببینی رقص جوباری که می خواند:"بهار آمد،بهار آمد".ولی او خوب میداندخزان خواهد رسید و می زمستاند خوشی ها را،و میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1400 ساعت: 6:51

می خزد ماهیِ خیال امشب بی تو در حوض آبی دلتنگ لاجرم تُنگِ تَنگِ امشب را با خیالت بکوب بر سر سنگ تو در افلاک خاطراتی و من مسخ مضمون شعر ماه و پلنگ مثل لحن غریب شعر فروغ روی ایوان نشسته با دل تنگ- -میسرایم تو را به نام غزل می شوی یک ترانه یک آهنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1400 ساعت: 6:51

در خاک رهی نیست به معشوق که کج نیست! زندیق که هیچ است و بر هیچ حرج نیست تا زنده به آنیم که آنی دگر آید آنی که در آنیم بدانیم فلج نیست چون نور پدید است و جدل در ره منزل بر شب زدگان چون من بی ماه فرج نیست لبیک به لبهای تو ساقی ! لک لبیک! رو جام دگر آرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1400 ساعت: 6:51

* ** (این غزل با همسرایی دوست و برادر عزیزم حمیدرضا مشکانی در روزهای آخر پاییز ۱۳۹۹ نوشته شد.) گو ، بوزد به خستگان "باد بریده بال" راور نوزد شما بگو با همگان محال را... می نرسد تمام شب، نفحه ی صبح دلربادم برسان رفیق جان، صبح کنیم حال را دم به دم از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1400 ساعت: 6:51

در گذرگاه وسوسه، ای وایدید یک راه و انتخابش توزنی با صاعقه فرود آمدمرد توفان زده شنید"برو!"حال خشکش زده پس از بارانتن به تن زخم خورده بی یارانآنچنان بی تو باز مانده دلشکه امیدش نمیرود به جلو__تر از احساس سرد دستانشدست تسلیم برده تا بالازخمهایی که بیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1400 ساعت: 6:51

بوسه سیب ترش لبهایش،طعم پاییزی ِ تنِ کالشعشق سبزی که پرتقالی شد،در بلوغِ خزانِ امسالشروسری، پیرهن و برگ به برگ،باد مامور مستِ عریان ست در دلِ قاب غرق رنگ و خیال، وصفِ بی نقصِ نقشِ خلقت بودآینه لحظه ای خیال خدا_را برای هبوط عشق سرودبوسه ی صبح مطلع غزادامه مطلب

برچسب: نویسنده: زهرا حسینیان تاريخ: سه شنبه 17 فروردين 1400 ساعت: 6:51

صفحه بندی